تبلیغات
بی نشان - حاج علی بغدادی
» مادرم!...................به تو نمی آید
» سردار خیبر
» علمدار خمینی(ره)
» ربیع اولمان پدیدار شد
» دوباره محرم
» قافله
» به بهانه ی سالروز تخریب جنة البقیع
» بدون شرح
» عمل مهم روز نیمه شعبان
» آقا قسم به جان شما خوب میشوم
» شهادت امام علی النقی(علیه السلام)
» لیلة الرغائب
» أین الرجبیون؟
» یا هادی آل محمد(ع)
» یا ممتحنه
 بی نشان
درباره ما
راه ارتباطی من و شما:
sa_bagherpoor@yahoo.com
نویسندگان
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
نظرسنجی
مطالب این حقیر را چقدر میپسندید؟



حاج علی بغدادی
+ نویسنده بی نشان آشنا در 10:22 ب.ظ | نظرات()

سلام. قصد دارم اگر خدا بخواد و توفیق داشته باشم هر از گاهی تشرف یکی از بزرگان رو خدمت حضرت صاحب (عج) برای شما عزیزان شرح بدم.

در ابتدا از تشرف حاج علی بغدادی شروع میکنم که به نظر این حقیر بسیار زیباست و توصیه میکنم اگر تا به حال مطالعه نکردید حتماً در «ادامه مطلب» این قضیه رو که بطور خلاصه نوشتم مطالعه کنید.

عبد صالح خدا حاج علی بغدادی نقل میکند: روزی نزد من هشتاد تومان سهم امام زمان(عج) جمع شد، به نجف رفتم و بیست تومان از آن را خدمت جناب شیخ مرتضی علم الهدی(اعلی الله مقامه) تقدیم کردم. سپس بیست تومان از باقیمانده آنرا به جناب شیخ محمدحسین مجتهد کاظمینی و بیست تومان دیگر را به شیخ محمدحسین شروقی دادم و باقی را که بیست تومان بود قصد کردم که هنگام برگشت به جناب کاظمینی بدهم.وقتی به بغداد بازگشتم میخواستم هر چه زودتر قرض خود را ادا کنم پس در روز پنجشنبه به زیارت امامین کاظمین مشرف شدم سپس خدمت جناب شیخ رفته و مقداری از آن بیست تومان را دادم و وعده کردم که باقیمانده را بتدریج بپردازم. در عصر پنجشنبه قصد بازگشت به بغداد را کردم. شیخ اصرار کرد که بمانم ولی گفتم که معذورم و باید مزد کارگرها را بدهم. در راه بازگشت هنگامی که یک سوم از راه را طی کردم سید جلیلی را دیدم که عمامه ای سبز بر سر داشت و بر رخسارش خال سیاه بزرگی بود که از طرف بغداد به سمت من می آمد.وقتی به من رسید سلام کرد و دستهای خود را گشود برای دست دادن و بغل کردن من و گفت: اهلاً و سهلاً و مرا در آغوش کشید. هم دیگر را بوسیدیم پس ایستاد و فرمود : حاج علی خیر است به کجا میروی؟گفتم : کاظمین(علیهما السلام ) را زیارت کردم و برمیگردم به بغداد.

گفت:امشب شب جمعه است برگرد. گفتم: آقای من ممکن نیست. فرمود: هستی برگرد تا شهادت دهم برای تو که از موالیان جد من امیرالمؤمنین علیه السلام و از موالیان مائی و شیخ شهادت دهد زیرا که خدای تعالی امر فرموده دو شاهد بگیرید و این اشاره بود به مطلبی که در خاطر داشتم که از جناب شیخ خواهش کنم نوشته ای به من بدهد که من از موالیان اهل بیت علیهم السلام هستم و آنرا در کفن خود بگذارم.پس گفتم: تو چه میدانی و چگونه شهادت میدهی؟ فرمود:کسی که حق او را به او میرسانند چگونه آن رساننده را نمیشناسد؟گفتم :چه حق؟ فرمود:آنچه رساندی به کیل من!!!

................................پس با او همراه شدم و چند قدمی نرفتیم که خود را در صحن مقدس در نزد کفشداری دیدیم و هیچ کوچه و بازاری را ندیدیم پس داخل ایواان شدیم از طرف باب المراد که از سمت شرقی و طرف پایین پاست و در در رواق مطهر مکث نفرمود و اذن دخول نخواند و داخل شد و در حرم ایستاد پس فرمود زیارت بکن گفتم: من قاری نیستم.فرمود:برای تو بخوانم؟گفتم آری.پس فرمود:ءأدخل یا الله،السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا أمیرالمؤمنین و همچنین سلام کردند بر هر یک از ائمه تا رسیدند در سلام به حضرت عسکری علیه السلام فرمودند:السلام علیک یا ابا محمد الحسن العسکری آنگاه فرمودند: امام زمان خود را میشناسی؟ گفتم  : چرا نمیشناسم؟ فرمود: سلام کن بر امام زمان خود .

گفتم: السلام علیک یا حجه الله یا صاحب الزمان یابن الحسن ،  پس تبسم نمود و فرمود: علیک السلام و رحمه الله و برکاته...........................

منبع : مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی(ره)




پنجشنبه 31 فروردین 1391 12:15 ق.ظ
سلام آقا بی نشان. به وبلاگ من سر بزن و اسمی که لینک کرده بودی تغییر بده. ما تغییر اسم دادیم و شدیم سرباز ولایـــــــــت
یکشنبه 27 فروردین 1391 12:45 ق.ظ
منتظرتم. با مطلب ریحانه النبی به روزم.
چهارشنبه 17 اسفند 1390 01:00 ب.ظ
سلام داداش قشنگ بود . ما منتظریم مطالب قشنگ دیگه ای از شما بخونیم. یا علی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...